تبليغاتX
بی بال پریدن

مقدمه

در عصری که ما انسانها در آن زندگی می کنیم آنقدر وسایل ارتباط جمعی زیاد شده است که زندگی را راحت تر کرده است و بالطبع انسان امروز را برای آسایش خود و برای زندگی بهتر خود گرفتار کارهای روزمره ساخته و همین مساله او را با خدای خویش دور کرده است و یکی از راههایی که انسان می تواند از طریق آن خود را به خدای خویش نزدیک سازد، خواندن اذکاری  مثل الله اکبر، الحمدالله، سبحان الله و سایر ذکرهای دیگر می باشد.

در این میان یکی از اذکاری که دارای اهمیت و جایگاه ویژه ای می باشد صلوات است.

یکی از سنت های پسندیده و رایج در میان انسان ها، تجلیل و تکریم از شخصیت های نامدار است و در این جهت، فرقی بین زنده و مرده نمی گذارند. تفاوت مراتب این تجلیل ها به عللی، از جمله منزلت آن شخصیت، بینش آن تجلیل کنندگان و .... بستگی دارد. از این رو تجلیل در هر فرهنگی، متناسب با همان فرهنگ است. مسلمانان به لحاظ بینش توحیدی و اعتقادشان به معاد، هنگام یاد کردن از خدمت گزاران بشری و رهبران دینی و فرهنگی، ترفیع مقام منعوی و اجر دو چندان اخروی را برای او طلب می کنند. از این جهت،عالی ترین تحیات را نثار مروجان افکار توحیدی؛ یعنی حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – و آل او– علیهم السلام – می کنند؛ زیرا پیشترین سهم در نشر افکار توحیدی؛ از آن آنان است.

صلوات که در منابع روایی ما به عنوان دعای مستجاب شده یاد شده است شعار هر مسلمان شیعی است.

مقاله حاضر شرحی بر صلوات است که از آقای سید مهدی شجاعی در کتاب متقین که برداشتی از خطبه متقین حضرت امام علی ( علیه السلام ) در نهج البلاغه است می باشد.

در این مقاله علاوه بر اینکه متن آقای سید مهدی شجاعی در کتاب فوق آورده شده، در حد بضاعت مختصری هم در مورد صلوات که بالاترین و کامل ترین مرحله شکر است و نشانه عجز و ناتوایی بنده در مقابل پروردگار خود است آمده است و در ادامه در مورد معنی صلوات از نظر لغوی و اصطلاحی بر اساس آیه 56 سوره احزاب آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 11:33  توسط حسین جوادی یگانه  | 

مقام ولایت مطلقه:

آسیه زن فرعون آن مقام است که حافظ و نگهداری پیغمبر اولوالعزم موسی گردید و چند بار او را از زیر تیغ ستم فرعون نجات داد.

خدیجه کبری آن مقام را داشت که پیغمبر اکرم – صل الله علیه و آله – را بارها از آسیب مشرکین بر کنار داشت و حفظ کرد.

دخترش فاطمه زهرا – سلام الله علیها – شوهر خود امیرالمومنین – علیه السلام – را از زیر تیغ عمر نجات داد و محافظت کرد.

زینب – سلام الله علیها – دختر حضرت علی – علیه السلام – هم ردیف این بانوان حافظ مقام ولایت است و یکی از وظایف خطیر وپربهای او نگهداری و حفاظت امام عصر خود حضرت زین العابدین – علیه السلام – است و این اول بار است که او را از زیر تیغ شمر نجات می دهد زینب – سلام الله علیها – جسارت زنان و شهامت مردان و توان ولایت را با خود داشت و در هر پیش آمدی به خوبی از انجام وظایف خود برمی آید.

برگرفته از کتاب در کربلا چه گذشت ترجمه نفس المهوم اثر مرحوم حاج شیخ عباس قمی ص 329


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 20:7  توسط حسین جوادی یگانه  | 

غدیر، رحمت است چرا که رحمه العالمین، مولی الموحدین را منصوب کرد به  (امام اولین)

غدیر، برکت است چرا که خداوند نعمت خویش را تمام کرد.

غدیر، هدایت است چرا که چراغ صراط مستقیم روشن گردید.

غدیر، ضمانت است چرا که بهشت برای رهپویان علی و اولادش (ع) تضمین شد.

غدیر، امارت است چرا که علی (ع) امیر شد بر مومنین، از اولین تا آخرین.

غدیر، ولایت است چرا که ولایتی که محور و اساس پذیرش عبادات است و رمز آفرینش خلقت.

                                             غدیر،  روز الله اکبر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 0:22  توسط حسین جوادی یگانه  | 

چرا مرا دوست داری؟

برای تو که عاشقی این همه کار سخت نیست اما برای من که خوب نمی شناسمت هر کاری سخت است.

 برای تو که عاشقی شیرین است که مدام سر راهمان سبز شوی، بهار بیافرینی. صورتی شوی، شکوفه کنی. آبی دریا و آسمان شوی، سبز شوی سر راهمان؛ برگ درختان سبز در نظر هوشیار....

و ما نگاهت نکنیم. اما تو که عاشقی؛ تو که خوبی؛ تو که رحم می کنی؛ به ندیدن های ما باز خسته نمی شوی محرم می شوی؛ خون می کنی؛ رجب می شوی؛ دعوت می کنی؛ شعبان می شوی؛ اصرار می کنی و پیک می فرستی تا رمضان سر سفره ات باشیم.

برای تو که عاشقی، خوبی، بی نهایتی، صبوری، دلت به حال زیبایی ندیدنهای ما، خوبی نشناختن ما می سوزد سخت نیست اما برای من که نمی فهممت مثل تو بودن، مثل تو آغوش گشادن آسان نیست. با این حال همیشه از خودم می پرسم: چرا مرا دوست داری یا رب العالمین یا ذالجلال والاکرام ای بزرگ بزرگ بزرگ خدا؟

و فروتنانه بی آنکه بدانم سپاست می کنم مهربان من، برای همه بهانه هایی که به خاطر من ساختی تا به سویت بیایم و این ها همه فقط برای منست؛ و این التراب و رب الارباب؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 15:23  توسط حسین جوادی یگانه  | 

ای راهب کلیسا کمتربزن به ناقوس

خاموش کن صدا را نقاره میزند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

بردار جان خود را بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرن با بال ناز طاووس

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:39  توسط حسین جوادی یگانه  | 

در احادیث آمده است که پیغامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در  آخر ماه شعبان در ضمن خطبه ای اینچنین فرموده اند:

«رمضان ماه مهمانی خداست»                                                    

                                             ( الامالی شیخ صدوق )                                         

این نوشته بر آن است که این جمله را با چند دلیل اثبات کند.

اول اینکه قرآن تمام انسانها را به این مهمانی آسمانی دعوت کرده تا آنجا که در سوره مبارکه بقره آیه     (183) می فرماید:

( يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون).

ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما واجب شده همانطور که بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شاید با تقوا باشید.

دلیل اول:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 9:38  توسط حسین جوادی یگانه  | 

 

نام کتاب: فندقی شیطان

نام نویسنده: حمید عاملی

 

خلاصه : در روزگاران قدیم در شهری نجار پیر تنهایی به نام راما زندگی می کرد.

یک روز تصمیم گرفت برای خوشحال کردن نوه اش عروسک چوبی بسازد. موهای عروسک را قهوه ای و کفش هایش را قرمز کرد و دو فندق خوش رنگ به جای چشمانش گذاشت به همین خاطر نام عروسک را فندقی گذاشت. بعد از تمام شدن؛ عروسک را روی میز گذاشت. همین که چند قدمی از کارگاه دور شد صدایی شنید « بابا کجا میری؛ دلت میاد مرا توی تاریکی تنها بگذاری؟ راما با تعجب در گوشه و کنار به جستجو پرداخت. پسرک چوبی دوباره گفت: دنبال کسی نگرد من صدایت زدم                            


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 1:15  توسط حسین جوادی یگانه  | 
 

شا عر دزد

 آورده اند که:                                                                                               

 روزی انوری در بازار بلخ می گشت: هنگامه ای دید. پیش رفت و سری در میان کرد. مردی را دید که ایستاده و قصاید انوری به نام خود می خواند و مردم او را آفرین می خواندند. انوری پیش رفت و گفت: ای مرد، این اشعار کیست که     می خوانی؟  گفت: اشعار انوری. گفت: تو انوری را می شناسی؟ گفت: چه می گویی؟ انوری منم! انوری بخندید و گفت: شعر دزد شنیده بودم اما شاعر دزد ندیده بودم.                          

                        

« از بهارستان جامی »   

 

                                                                              

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 20:43  توسط حسین جوادی یگانه  | 
شماتت همسایه

 

آورده اند که:

 

بارزگانی را هراز دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: باید که این سخن با هیچ کس در میان ننهی. گفت: ای پدر، فرمان تو راست ولیکن می خواهم که بدانم در این مصلحت است؟ گفت: تا مصیبت دو نشود:یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه. 

 

« از گلستان سعدی »

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 14:48  توسط حسین جوادی یگانه  | 

عقل پرسید از مرگ دشوارتر چیست؟

عشق گفت فراق از همه دشوارتر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 13:37  توسط حسین جوادی یگانه  | 
روزی مردی که می خواست به مسافرت رود اسب دوستش را خواست.                                                   

دوستش که نمی خواست اسبش را به او بدهد، به او گفت اسب من سیاه است.                                             

مرد که از حرف دوستش تعجب کرده، گفت مگه با اسب سیاه نمی شه مسافرت رفت؟                                  

دوستش گفت چرا می شه بری ولی برای ندادن که بهانه خوبی است!                                                       

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:6  توسط حسین جوادی یگانه  | 

دین اسلام با غدیر آغاز شد با عاشورا آبیاری شد با انتظار فرج پاسداری می شود و با ظهور حضرت حجت کامل می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 11:3  توسط حسین جوادی یگانه  | 

روزی محصابگری از شخصی می پرسد آقا ببخشید حالا که تیم ملی برنده به ایران افتخار می کنید؟

شخص مصاحبه شنونده: آقا چرا نکنم! من هر شب باهاش شام می خورم بعضی وقتها اونو پوس می کنم حتی شبها کنارش با اون می خوابم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 11:0  توسط حسین جوادی یگانه  | 

تقدیم به حاکم دلها

دستهایم را بگیر و بفشار و در این منجلاب تاریکی؛ تنهایم نگذار و در این اقیانوس بیکران تنهایی در کنارم باش.

دستهایم را بگیر و از مرداب گمراهی نجاتم بده.

بال بگشا و مرا در نور خود شر یک بدان.

بال بگشا و مرا در هوای عشق خودت سهیم بدان و ننگ مرا در اقیانوس آلوده روزگار ببین.

بال بگشا و به من درس درست عشق وزیدن و درس درست زندگی کردن را بیاموز.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 20:37  توسط حسین جوادی یگانه  | 

مادر برای آخرین بار کودک خود را شیر داد و به صورتش چشم دوخت. او را در آغوش فشرد و بارها بوسید.

نوزاد بی گناه اکنون باید به سفری پرخطر می رفت. این آخرین وداغ ( خدا حافظی ) چه قدر برای مادر غم انگیز بود.

رود به آرامی در حرکت بود. انگار هر لحظه آغوش می گشود تا طفل را در بغل بگیرد. مادر قطره های اشک را از صورتش پاک کرد و با دلی اندوهگین اما امیدوار به لطف خدا؛ کودک را درون صندوقی خواباند و آن را به آرامی روی آب گذاشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 20:30  توسط حسین جوادی یگانه  | 

                               ( بَقِِيَّّت اللهِ خَيْرٌ اِنْ كُنْتُم مُومِِنين )

                                                سوره هود آیه  85

 مقدمه:

  ما در عصر كامپيوتر و ارتباطات زندگي مي كنيم. عصري كه خيلي ها معتقدند كه دنيا تبديل به  دهكده جهاني شده است. انسان امروزه در بحبوهه زندگي احساس تنهايي مي كند. از آنجائيكه فطرت انسان خداجو است و از آنجائيكه امامان واسطه بين خدا و انسانها هستند انسان امروز پيش از پيش به امامان نيازمند هست. و چون امام زمان – عليه السلام –  زنده است اين ارتباط پيشتر احساس مي شود و او مي خواهد از اين طريق خلعي كه در زندگيش حس كرده از بين ببرد.

 مسجد جمكران يكي از آنجاهائي است كه مي شود با آن امام همام ارتباط بر قرار كرد. 

 مقاله زير به معرفي مختصر اين مكان شريف مي پردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 17:4  توسط حسین جوادی یگانه  | 
قرآن؛ صحیفه نورانی خداست که از هنگام نزول افتخار آورش؛ شگفتی های بسیار و ارمغان پر بار در فرهنگ و تاریخ انسان نگاشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 12:55  توسط حسین جوادی یگانه  | 

ساعت ده صبح بود؛ سماور داشت  قلقل می کرد و بی بی سفره صبحانه را جمع می کرد که ناگهان صدای در آمد؛ مش رجب  دایی مادرم با همسرش فاطمه خانم بودند که برای خداحافظی سفر مکه به خانه آمدند من رفتم در را باز کردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 9:59  توسط حسین جوادی یگانه  | 

ناله یی خواهم کز غم عشق سوخت تر

عبادتی خواهم کز نماز شیرین تر

مرا گر ز دیر مغان رهایم کنند

آنجاهم در جستجوی کسی می کنم دلدار تر

من ز بام تا عمق زندگی

جستجو کردم کاخر کار دلبری بر گزیده ام دلدارتر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 9:45  توسط حسین جوادی یگانه  | 

این تحقیق کاری است که برای درس روش تحقیق زیر نظر نقاشیان انجام داده ام.

با وجود تمامی پیشرفت های علم پزشکی متاسفانه سالانه در جهان شاهد تولد میلیون ها افراد با معلولیت های جسمی و ذهنی هستیم. از طرف دیگر؛ به دلیل حوادث مختلف زندگی روزمره اعم از حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل یا حوادث غیر طبیعی مثل جنگ و حوادث رانندگی یا کار؛ هر ساله شمار زیادی نفر دچار معلولیت می شوند. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت؛ در حال حاضر 500 میلیون نفر معلول در جهان وجود دارد که قریب 80 درصد آنها در کشورهای جهان سوم به سر می برند. یک سوم این معلولان را که کودکان تشکیل می دهند؛ یعنی انسان هایی که در آغاز زندگی قرار دارند و باید عمری را با معلولیت سپری کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:10  توسط حسین جوادی یگانه  | 

کارگر کشاورزی در ده نوفل لشتاو که یکی از ده ها در شهر پاریس از شهرهای کشور فرانسه است می زیست و از کشورهای آفریقایی و آسیایی و برزیل و آرژانتین و استانپل و دمشق حرکت کرد و وارد ایران زمین شد. وی در بدو ورود به تهران مورد استقبال گرم آقایان ناطق نوری و  هاشمی قرار گرفت. از  آن موقع مجذوب فرهنگ ایران زمین شد. وی فرصت تحقیق از ناطق نوری خواست تا درباره اسلام تحقیق کند؛ وی پس از اسلام آوردن و گواهی دادن به رسالت پیامبر و گواهی دادن به بعضی اصحاب آن حضرت مانند ابوذر؛ مالک اشتر؛ کمیل؛ حر مسلمان شد و پس از چندی آن کارگر تغییر نام داد و اسم خود را سپهر سهروردی گذاشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:46  توسط حسین جوادی یگانه  | 

نون و پنیر و پسته؛ خدا اینو نوشته

هر کی که با اون باشه؛ اون پیروز میشه

 

خدا گفته دلبندم در راه علم

مثل کبوتر باش همیشه همیار و همدم قلم باش

 

بالهاتو وا کن باباجون تا مهربون کنی

مهربون باش تا همیشه مهر بونی ببینی

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:40  توسط حسین جوادی یگانه  | 
عشق آن نیست که زیر باران در عین قدم زدن با هم صحبت کنی؛ بلکه عشق آن است که هنگام باران تو برای دیگری سایه بان شوی.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:40  توسط حسین جوادی یگانه  | 

درست است که چتر ندارم که در زیر باران پائیزی خیس بشوم ولی منتظر نسیم بهاریم که بوزد و درآن نیسم بهاری زندگی ام را دوباره از نو شروع کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:35  توسط حسین جوادی یگانه  | 

صبر قرین انتظار؛ انتظار قرین صبر و صبر برای درست زیستن و درست زیستن برای عبادت کردن

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:32  توسط حسین جوادی یگانه  | 

به نام خالق بی همتا

نام موضوع: ورزش معلولین ( بوچیا )

بوچیا: این ورزش و بازی که مخصوص افراد معلول و جانباز است در سالن مدرسه و یا جای سر پوشه برگزار می شود. این نوع بازی توپ مخصوصی دارد.

 زمین یا سالن بازی بوچیا با خط هایی مشخص شده است که بازی کردن در خارج ازآنها امکان ندارد. مهم ترین دلیل بوچیا آن است که این بازی برای سخت ترین گروه های معلولان در نظر گرفته شده است.

 این بازی در سه مرحله یا گیم صورت می گیرد. در مرحله یا گیم اول فقط یک نفر بازی می کند؛ در مرحله یا گیم دوم بین دو نفر است و در مرحله یا گیم سوم بین دو تا شش نفر صورت می گیرد. تعداد گیم ها بستگی به تعداد بازیکن ها دارد. به هر گیم یک ان (N) است.

 طریقه بازی بوچیا:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 0:6  توسط حسین جوادی یگانه  | 

شب قدر؛ شبی است که قرآن ناطق و روح دعا از جمع رفت و خدا کتاب نور و شفا نازل کرد و خدا با نازل کردن کتاب نور و شفا بر ما منت بزرگ دیگری نهاد.

خدا در شب قدر؛ کتاب اجتماعی به انسان بخشید و اما از او روح زندگی اجتماعی گرفت. شب قدر؛ شبی است که اگر بندگان صالح خدا قدر آن شب و خود را بدانند اثبات جمله انی تعلمون ما لا تعلمون خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:34  توسط حسین جوادی یگانه  | 

روزگاریست بس غریب و تنها

روزگاریست بس سخت و دشوار

سخت تر از هوای برفی

دشوارتر از روزهای طوفانی

کاش مردم با کمک کردن واژه ایثار را دوباره معنا می کردند

کاش مردم به فکر آن آقایی که به یاد شقایقها بود بودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:30  توسط حسین جوادی یگانه  | 

سبز وقرمز:

در سخن های بزرگان دین آمده است که رنگ قرمز نشانه رنگ سرخ کربلاست و رنگ سبز نشانه پرچم امام زمان ( عج ) است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:25  توسط حسین جوادی یگانه  | 
 

 «پروردگار؛ به نوح پیامبر دستور داد کشتی ای بسازد و پروردگار تا کنون ؛ برای کشتی نوح کشتی بان های بی شماری مقرر کرد و آخرین کشتی بانی که پرودگار برای این کشتی مقرر فرمود که تاکنون زنده است ( حضرت مهدی (( عج ))) است.                                                                          

 پس بارالها؛ مسافران این کشتی را به کمک کشتیبانش به سلامت به اقیانوس  های بیکران عشقت برسان.»                                                                     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 20:56  توسط حسین جوادی یگانه  |